قربانی کردن و پیشینه آن در ملل مختلف
سنت قربانی کردن ،رسمی است کهن که در بیشتر ملتها و ادوار گوناگون تاریخ وجود داشته است. قربانی ویژه ی یك دین یك قوم یا ملت خاصی نبوده است و در طول تاریخ بشریت به شكل های گوناگون وجود داشته است. در تمدن های هند، چین، ایران، سومر، كلده، یونان، مصر و ... خدایان و ایزدان همواره قربانی طلب میكردند و اغلب شاید هم بدون استثنا خونین بودهاند. یعنی یك نوع قتل آیینی یا كشتن آیینی بوده است. قربانی كننده همیشه دارای یك هویت مقدس بود و مورد حمایت قرار میگرفت.سنت باستاني قرباني كه به مثابة يك قانون، شامل اعطاي غذا و اشياء يا كشتن و تقديم موجودات به خدا يا خدايان بوده، با انگيزة دل جويي يا عبادت آن ها انجام مي شده است.درافسانه های هندوواروپایی ازاسب به عنوان نشان ویژه ایزدآفتاب،ایزدماه وایزدباد سخن رفته است و درراه بعضی ایزدان فقط اسب قربانی میکردند در تمدن عیلام قربانی به عنوان یکی از اساسی ترین سنتهای آئینی برای جلب رضایت خدایان محسوب میشد. در دورهٔ هخامنشی نیز مناسک قربانی برای خدایان ایرانی و عیلامی تحت عنوان کوشوکوم برگزار میگردید که در الواح باستانی تخت جمشید به آن اشاره شده است. در بینش اسطوره ای كشته شدن افراد به گونهای جلوهگر است كه انگار مراسم قربانی برای خدایان انجام پذیرفته است و این خدا یا ایزد و یا ایزدان هستند كه قربانی میخواهند تا نظم را به طبیعت یا به اجتماع یا قوم بازگردانند و قربانی شدن موجودات فانی در اسطوره ها تنها برای خدایان است و یا خدایان قربانی میگیرند تا به انسان ها و موجودات خاكی و میرا بفهمانند كه اراده و سرنوشت در ید قدرت آنان است.از این رو هر كس برای رسیدن به اهداف خود قربانی میكرد، گروهی برای رسیدن به قدرت سیاسی یا مالی، شماری برای رام كردن طبیعت، عدهای برای باروری زمین و رویش گیاهان، كسانی به قصد ارتباط با روان پدیدههای طبیعت (كه در اسطوره های زرتشتی میتوان خوانده میشود) برخی برای یگانگی و برتری قوم خود، كسانی برای تطهیر و نجات روح و یا نجات فرد و دستهای برای آن كه به بزرگسالی رسند و هویت یابند، قربانی میكردند حتی قربانی كردن میتواند نمادی از تغییر شیوه ی معیشت و اقتصاد باشد كه این نمونه بیش تر در اسطوره های میان رودان (بین النهرین) به چشم میخورد.قربانی خونین، از خدایان و ایزدان كوچكتر و كم اهمیتتر، در پیشگاه خدایان بزرگتر و قدرتمندتر، آغاز میشود، سپس نوبت قربانی كردن انسان میرسد و انسان نخستین قربانی را به منظور تقدیم به خدا و یا خدایان خویش، از جنس خود انتخاب نمود که بعدها انواع گوناگون به آن افزوده شد و حیوانات جای انسان را گرفت در بسياري از فرهنگ هاي باستاني، قرباني كردن انسان نيز امري عادي بوده است: در مواقعي مانند ساختن معبد و رخداد بلاياي طبيعي مثل خشك سالي و توفان كه نشانهاي از خشم يا نارضايتي خدايان بوده براي كاهش خشم آن ها اين سنت انجام مي شده است؛ گاهي دربرابر تغييرات فصول و براي خواستاري نعمت هايي مثل باران، و دفع دشمنان و بيماري اجرا مي شده است؛ در مواردي پس از مرگ پادشاه يا كاهن اعظم يا رهبر بزرگ مذهبي، كساني را براي خدمت يا همراهي او در زندگي پس از مرگ، قرباني مي كرده و در كنار او قرار ميداده اند؛ در مواردي نيز براي حفظ عمرشاه كه ضامن بركت مردم بود، كساني با شمايل كاذب شاه (شاه موقتي)قرباني مي شده اند. اين سنت گاه در حجم زياد و معمولاً با قرباني جوانان، كودكان و دختران باكره انجام ميشد كه شواهد آن از برخي معابد باستان كشف شده است. در دوره هاي پسين، بسياري از سنت هاي قرباني انسان به قرباني جانوران توتميك و نمادين تغيير يافت.در یونان باستان درمراسم آیینی وسالیانه برای بزرگداشت دیونیسوس،درتاکستانهاوزمینهای کشاورزی،مردم دورهم جمع میشدند ویک بزراقربانی میکردند وآوازمیخواندندوسپس بزراقطعه قطعه کرده ودرکل زمین پخش میکردند واعتقادداشتندکه بااینکاردیونیزوس باعث حاصلخیزی زمین میشود.اشعاری که این کشاورزان میخواندند به تراگودیا (trago dia) معروف شد. تراگو دریونانی به معنی بز و دیا به معنی شعراست ودرواقع به معنای سرود بزی است. نام امروزی تراژدی ازهمین واژه گرفته شدهاست يكي از نمودهاي اسطورة قرباني در جوامع كشاورزي نخستين، سنت قتل شاه پير(نماد سال كهن) به دست شاه جوان (مظهر سال نو)بود تا پادشاه هماره جوان باشد ؛زيرا پيري و سستي او باروري را دچار نقصان مي كرد در باورهاي باستان، پادشاه را در روند باروري طبيعت مؤثر مي دانستند و سرسبزي و باران و متقابلاً خش كسالي و تر شرويي طبيعت را به خجستگي وگجستگي شاه نسبت مي دادند؛ ازاين رو هنگام افشاندن بذرهاي تازه در هر بهار، پادشاه مقدس سالِ پيش را قرباني ميكردند و كاهنة خدمت گزار الهة مادر گوشت او را مي خورد تا قدرت باروري وي را در جسمش حفظ كند. خون وي را هم روي حيوانات اهلي و مزارع ميپاشيدند تا بارور شوند. پس از آن، ملكه در مراسمي مذهبي، پادشاه مقدس ديگري را براي سال آينده برميگزيد (روزنبرگ، 1379این سنت در بین ایرانیان در مناسبتهای مختلف صورت میگیرد . ایرانیان چنانچه دارای فرزندی شوند ویا مراسم عروسی برگزار میکنند ،یا اینکه از بلا و گرفتاری رهایی یافتند و یاچنانچه سفرهای پر خطری را به اتمام برسانند ویا خانه و اتومبیلی خریداری کنند و..اقدام به ذبح قربانی میکنند و گوشت آن را بین دوستان و همسایگان توزیع میکنند .این سنت هم برای شخصی که قربانی میکند و هم برای اشخاصی که گوشت قربانی هدیه میگیرند بسیار مبارک و همراه با نشاط میباشد و یک نیاز مذهبی نیز برای هر دوطرف تلقی میشود .چرا که کشتن قربانی توسط یک شخص و همچنین دریافت گوشت قربانی توسط شخص دیگر ،خود یک سعادت مذهبی به حساب می آید .در ادبیات ایران از لفظ قربانی زیاد استفاده شدهاست.فردوسی در شاهنامه میگویدکه ایرانیان باستان تا پیش ازضحاک به گیاهخواری و پرهیز از کشتن حیوانات می پرداختهاند.
ز هرچ از زمین سر برآورد نیز /جز از رستنیها نخوردند چیز/ به دل کشتن جانور جای کرد /پس آخر شه بدکنش رای کرد/ خورش کرد و آورد یک یک به جای/ ز هرگونه از مرغ و از چارپای
نمونه هاي جشن شاه مقدس نيز در ايران بسيار بوده است. بنابه گزارش مورخان يوناني، تعيين يك زنداني محكوم به مرگ به عنوان شاه موقت براي چند روز و بعد اعدام او، در دوره هخامنشيان معمول بوده است. اين مراسم به تدريج، از كشتن واقعي به كشتن نمادين تبديل شد و در روزهاي پنجه دزديده، هنگام تحويل زمستان به بهار انجام مي شد و با قوانين عجيب و وارونه و جشنواره هاي بهاری همراه بود. جشن مغ کشی كه هرودوت نقل مییکند و جشن هايي مانند میر نوروزی و برنشاندن کوسه كه نشانه هايي از آنها در متون دوره اسلامي نقل شده از بازمانده هاي آيين پادشاه مقدس است. در اين جشن، پادشاه به صورت موقت چند روزي از اريكه قدرت بركنار میشد و شخصي از دون ترين طبقة جامعه به جاي اومي نشست و در اين مدت، مردم در شادخواري به سر مي بردند و پس از پايان جشن، اورا با ريشخند از تخت فرومي كشيدند و به جاي كشتن چند سيلي بر گوشش مي نواختند به اين ترتيب، آيين قرباني شاه مقدس هم زمان با تحويل زمستان به بهار و جشن
سال نو بود. اسلام، سنّت قربانی را که در عهد جاهلیت به نوعی متداول بود، نه تنها مورد نکوهش قرار نداد بلکه با شرایط خاصّی نسبت به آن ترغیب و تشویق کرد. قرآن مجید، عمل قربانی را همدوش«کعبه»و«ماه حرام و وسیلهای برای برپا بودن مردم و صیانت جامعه از فسادو تباهی معرّفی فرموده است:
جعل اللّه الکعبة البیت الحرام قیاما للنّاس و الشّهر الحرام و الهدی و القلائد
همچنانکه«کعبه»از نظر احترام و محبوبیّت عمومی عامل بقای امّت اسلام است، و باید تا قیام قیامت ثابت و پابرجا باشد، سنّت قربانی نیز باید برای همیشه باقی بماند.
اماشاخصترین قربانی کردن ایرانیان سفر حج و روز عید قربان میباشد . همان روزی که خداوند به ابراهیم دستور داد که فرزندش اسماعیل را قربانی کند بیشتر مفسران گفته اند که خداوند در این واقعه ابراهیم را در موضع امتحان قرار داده تا میزان اخلاص و تسلیم و رضای او روشن شود و ابراهیم از این امتحان سربلند بیرون آمده است.هدف از قربانی کمال به توحید و تقوا است و توحید حقیقی آن است که انسان همه امکاناتی را که در اختیار دارد بدون چون و چرا و با کمال عشق و شوق، همانند حضرت ابراهیم(ع)به قربانگاه ببرد، و با خلوص نیت به هر نوع و هرجا که خدا دستور داده است به مصرف برساند.از جناب ابراهیم، کشتن فرزند و ریختن خون جوان نمیخواستند؛ بلکه هدف قلب سلیم و نشان دادن پایه توحید تا حدّ گذشت از عزیزترین سرمایهها در راه خدا با خلوص نیّت و مسرت بود.و انّ من شیعته لابراهیم، اذ جاء ربّه بقلب سلیم .در این صورت است که خداوند با عنایت و لطف خود هدیه دیگر را به جای فرزند میپذیرد: و فدیناه بذبح عظیم.در عید قربان ایرانیان ،به خصوص کسانی که سفر معنوی حج را تجربه کرده اند اقدام به ذبح قربانی میکنند و گوشت آن را بین خلایق توزیع میکنند
برچسب: آيا قرباني كردن واجب است,
نویسنده: هلیا امینی