خرید بک لینک

ناقالی گنده گنده

چل رفته پنجا مونده

این ،یکی از مراسم سنتی و فولکلور مردم اراک بود که اکنون حدود دو دهه است که منسوخ شده

ایران ما در مناسبتهای مختلف سال مراسم و آیینهای متنوعی داشته که بیانگر هویت فرهنگی کشور بوده

اگر کمی عمیقتر به این موضوع نگاه کنیم ،میبینیم که ایران سرفراز قرابت بسیار زیادی با هنر نمایش داشته زیرا اکثر این برنامه های متنوع که از دل دهات و روستاها بیرون آمده ،حالت نمایشی دارند البته فقط هم نمایش نبود ، بخشی از موسیقی هم یکی دیگر از هنرها بود که از دل دهات بیرون آمد ،نایب اسدالله اصفهانی میگوید من نی را از آغل گوسفندان به دربار برده ام .که این هم یکی از افتخارات روستاهاست .امروزه در کجای دنیا کشوری را سراغ داریم که در روستاهای صعب العبور آن که به راحتی نیز نمی توان تردد نمود ،محلی به نام تماشاخانه وجود داشته باشد ولی در ایران ما در اکثر روستاها تماشاخانه موجود است .

یکی از مراسم فولکلور استان مرکزی مراسم ناقالی بود .
در این مراسم كه در چهلمین روز زمستان یعنی دهم بهمن انجام میشده است، چند نفر از اهالی كه فقیر محسوب میشدند به اجرای مراسمی به این شرح دست میزده اند: یك نفر كه بازیگر اصلی بوده است نقش ناقالّی یا كوسه را اجرا مینموده است. یك نفر هم نقش زن ناقالی را بازی میكرده است. نفر سومی هم توبره كش (به زبان اهالی تُربه كِش) نامیده میشده است كه مسؤولیت او حمل هدایا بوده است. ناقالی یك لیاس از پشم گوسفند به نام كلیجه را برعكس به تن میكرده است. او یك رشته زنگوله را به دور كمر خود میبسته ویك شلوار فراخ هم میپوشیده است و همچنین كلاه بلندی به صورت نقاب به صورت میكشیده یا كلاه نمدی بر سر میگذاشته یك چوب دستی بلند هم به دست میگرفته است و آن را به زمین میكوبیده و میرقصیده است. زن كوسه كه یك مرد بوده كه لباس زن میپوشیده است و اوهم رقص خاصی میكرده است. این گروه به صورت خنده داری در روستا حركت میكرده و وارد خانه افرادی كه دستشان به دهانشان میرسیده است میشدهاند و در آنجا شروع به رقص كرده و ناقالی میگفته است: « ناقالی گُنده گُنده / چِل رفته پنجا مانده / میش سیفید جا مانده / بزت بزغاله بِزّا / میشت برّه بِزّا ... ». سپس كوسه یا همان ناقالی غش میكرده است و زن او روی او میافتاده و شروع به گریه و زاری میكرده است و میگفته است: « شوئَرك دیروزٌم / حالا كه مُردی به گوزُم». پس از این همه میخندیدند و بعد از صاحبخانه درخواست خیرات برای شوهر مردهٔ خود میکرده است و صاحب خانه چیزی به توبره كش میداده است. آن چیز ممكن بود كمی كشمش ،گندم و خوردنیهای دیگر باشد تا معاش چند روزه خانواده فقیر كوسه و همراهانش تأمین شود. این مراسم ممكن بود از صبح تا عصر به طول بینجامد.

اما درست یا غلط دیگر این برنامه ها در استان ما اجرا نمی شوند

برچسب: ناقالی,گنده,گنده, نویسنده: هلیا امینی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 10:51

صفحه بندی